X
تبلیغات
رایتل
ما و خدا - دوستی تمدنها

دوستی تمدنها

صلح جهانی و اتحاد برای نجات انسان

         مدتی پیش کتابهای گفتگو با خدای نیل دونالد والش را مطالعه کردم،نه تنها برایم مفید بود بلکه باعث ایجاد نوعی اندیشه ’جدید وبینشی نو در روابطم با خود و طبیعت و انسانهای دور و برم همچنین خداوند و بهشت و جهنمی که بنام او برای خود ساخته ایم شد، تا اینکه چند روز پیش کتاب دوستی با خدای وی را نیز شروع به مطالعه کردم. کتاب بسیار جالبی بود از همان لحظه اول متوجه شدم که برای درک گفته های او باید با دیدی متفاوت با آنچه تا به حال نسبت به خدا داشتم به قضیه نگاه کنم،بنابر این از خداوند خواستم در این راه مرا یاری کند و او نیز چنین کرد. البته خداوند همیشه این لطف را به من دارد که همواره راهنما ودوست من باشد ناگهان همه’ آن ترسهای دوران کودکیم در باره’ خداوند و بهشت و جهنم او فرو ریخت و من نا خودآگاه به یاد آن بیت شیرین ترکی افتادم که میگوید:

                زاهید منی آلداتما جهننم ده اود اولماز     اونلار کی یانیرلار اودو بوردان آپاریرلار#

وبا خود فکر کردم که آیا واقعا" خداوند مخلوق خودرا که موقع آفرینش آن بر خود تبریک گفت با چنان بی رحمی که تنها متعلق به انسانهاییست که عشق و خداوند را در وجود خود نفی کرده اند،چنین شکنجه و آزار نماید.

    دوباره برگشتم به مطالبی که از سه کتاب گفتگو با خداو کتابهای دیگری که از کسان دیگر خوانده بودم و متوجه شدم که این خود ما هستیم که بهشت خود وجهنم خود را میسازیم وناگهان یاد جماله ای از سارتر افتادم که میگوید: خداوند به موجود مزاحمی در ذهن انسان تبدیل شده است که مانع از بروز استعدادهای او میشود! در خود و استعداد و خداوند و همچنین در کلمه’ مزاحم اندکی تا’مل کردم و هیچ نسبتی بین کلمه’ مزاحم و لفظ مقدس خداوند ندیدم،پس از پس و پیش کردن فرضیات خود به این نتیجه رسیدم که ما انسانها هستیم که با تعمیم قدرت سرکوبگر پدر ما’بانه’ مراجع قدرت به خداوند و ترسیم یک چهره’ ترسناک از خداوند در ذهن خود که به ضعف کودکانه’ ما و قدرت بزرگسالانه’ متصدیان تربیتی ما بر میگردد اجازه میدهیم که دیگران خداوند را در وجود ما این گونه شکل دهند.

    اندکی به آرامش رسیدم ،البته همیشه همینطور بوده ام ،وقتی به رابطه’ خودم با خدای خودم بر میگردم میبینم که تنها رابطه’ انسان با اوست که آرامش بخش است## پس چه لزومی دارد که از تنبیهای او بترسم وتنها به خاطر ورود به بهشت وی و یا حد اقل،برای گریز از جهنم وی او را عبادت کنم،یعنی  تمام وکمال در خدمت خداوند باشم. یاد جمله ای از پدر مرحومم،که تنها استاد واقعی من وتنها خدا شناس واقعی بود که در عمرم دیده ام ،می افتم که روزی به من گفت:‌‌ فرزندم لزومی ندارد که همه مستقیما" به خداوند خدمت کنند،بیاد داشته باش که خدمت به خلق او بزرگترین خدمتها وبهترین راه نزدیکی به خداوند است واگر شخصی اصرار بر خدمت خدا واقرار بر این کار کرد خداوند را به صورت شخصی محتاج ترسیم کرده است واین عین دروغ است،

    اکنون که فکر میکنم میبینم که پدرم عجب خدا شناسی بود او حتی در مسائل دینی مثل روزه و نماز نیز مارا آزاد گذاشته و هیچ اجباری در این مورد نداشت چون او به این جمله’ سارتر اعتقاد داشت که میگوید: انسان محکوم به آزادیست.

       بگذریم،راستی از کتاب دوستی با خدا گفتم،کتابی که راهنمای یک دوستی واقعی و بدون فقدان است حتی زمانی که بر خداوند خشم میگیریم، میخواستم  مطالبی را از این کتاب برایتان بنویسم فکر کردم شاید من آخرین کسی باشم که این کتاب را خوانده است و شما قبل از من آنرا خوانده باشید. بنابر این تنها به یک جمله از این کتاب که خیلی به دلم نشست وتقریبا"مناسب این وبلاگ،،دوستی تمدن ها،، میباشد اکتفا میکنم و از دوستان عزیز تقاضا دارم در صورت امکان این کتابها را هر چند تکرارا" مطالعه کنند.

    دونالد والش در این کتاب میگوید:

           به نظر میرسد که خداوند آن اندازه که در پی رهبر است به دنبال پیرو نیست،ما میتوانیم پیرو خداوند باشیم و یا اینکه دیگران را به سوی او هدایت کنیم،اولی مارا متحول میکند و دومی جهان را!

       راستی چه خدمتی بالاتر از این که ما همه را به سوی مبدا خود که همان روح عشق و یگانگیست دعوت و رهنمون شویم و جهان را به سوی فردایی که همه’ فرهنگها و تمدنها بدون ترس از قدرت یکدیگر و بدون سوئ استفاده از ضعف هم با دوستی و عشق در کنار هم زندگی کرده و جهان انسانی را با روح الهی خود نجات دهند!

                                    با امید به چنان روزی!

     پی نوشت:

           #زاهد مرا فریب نده درجهنم هیچ آتشی وجود ندارد،آنهایی که میسوزند آتش را از این جهان میبرند.

          ## الا بذکرالله تطمئن القلوب

+نوشته شده در شنبه 20 مهر‌ماه سال 1387ساعت12:12 ب.ظتوسط کریمی | نظرات (0)

نظرات (0) نظرات (0)